تبلیغات
ارتباطی
ما ناشنوایان،باهم هستیم


به نام خدا

ارتباطی
امروز   به وبلاگ  ارتباطی   خوش آمدید


¿شاد باشید
دوشنبه 29 خرداد 1385

1- خوش بین باشید
بـه زنـدگی با دیـدی مثـبـت نگـاه كـنـید تـا خـود را بـه دلیل
احساس انرژی و خوشحالی بسیار زیادی كـه نصیبتان خواهـد شد، متعجب سازید. بـه یاد داشته باشید كه افراد شاد و مثبت بیشتر می توانند دیگران را مجذوب خود كنند.

2- دید وسیعی داشته باشید
اجازه ندهید مسائل كوچك شما را آشفته نمایـد. بـرای رسیـدن بـه هـدف خـود پـایدار و مـقاوم باشید، خـواه آن هـدف ریاست، پرداخت رهن و یا یك ازدواج طولانی مدت باشد. در ایـن راه بـا موانـعی مواجه خواهید شد؛ به سرانجام و پـاداش تلاشـتان فكر كـرده و از ناخرسندی بخاطر مسائل كم اهمیت دوری نمایید.

3- سپاسگزار باشید
از دیگران قدردانی كنید. از همكار خود بخاطر كمكش بشما تشكر كرده و بدلیل موفقیت در انـجـام كـارش بـه او تـبریك بـگویید. بـه خدمتكاری كه صبحانه شما را برایتان می آورد كـلمـه ای محـبت آمیـز بیان كنید. به شخص درمانده ای كـه در خـیـابان از مـقـابـلـش رد میشوید، چند سكه كمك نموده و از اینكه زندگی مسرت بخشی دارید شكرگزار باشید.

4- از زندگی لذت ببرید
به كارهایی مبادرت نمایید كه از انجام دادن آنها لذت میبرید: اتومبیلتان را بـشوییـد، بـه برخی تعمیرات جزئی در منزل بپردازید، تلویزیون تماشا كنـیـد، خرید بروید. برای خود یك اولویت قائل شده و آنچه را كه دوست دارید انجام دهید.

5- از جسم خود مراقبت نمایید
خوب بخورید و ورزش كنید. به باشگاه رفته و كمی بدوید یـا در یـك بازی ورزشی شركت كنید. هـمراهی نمودن یـك تـیم به عنـوان یـك عضـو و بیرون رفتن با هم تیمی ها بعد از بازی، برای جسم و فكر شما مفید خواهد بود.

6- برنامه های خود را تغییر دهید
برنامه های روزانه خود را عوض نموده تا انرژی جـدیدی پیدا كنید. مرز مشخصی بین كار و تـفریح ایـجاد نـمایید. بـرای فـعالیتهای ســرگرم كننده و یا تفكر در محیطی آرام از خانه خارج شوید.

 7- با مردم در تماس باشید
آیا بخاطر می آورید زمانـی كـه یك دوست قدیمی بطور غیر منتظره با شما تماس گرفت چه احساسی داشتید؟ برای یكی از آشنایان ایمیلی ارسال نمـوده یا با افراد فامیل و یا دوستان قدیمی خود تماس گرفته و از حال آنها باخبر شوید.

8- خلاق باشید
روزنه ای برای انرژی خلاق خود بیابید. این ممكن است شـامـل كـاردسـتـی، باز سازی، نقاشی، ترسیم كاریكاتور، نویسندگی و یا حتی باغداری باشد. مهم نیست كه چــقدر مشغله داشته باشید و یا تا چه اندازه در آخر هفته احساس بی حالی می كـنـیـد، اگـر زمـانی را برای انـجـام فـعـالیت های خلاق اختصاص دهید، احساسی شادتر و سالم تر خواهید نمود.

9- برای خود همدمی پیدا كنید
تقسیم نمـودن تجربیات با كسی كه به او عشق می ورزید، خوشحالی شما را افزایش خـواهـد داد. عـشـق مـطلق باعث بوجود آمدن احـسـاس امنیت، رضایت و شادمانی در شما می گردد. روابط جنسی مشروع نیز میتواند بـرای ذهـن و جسم شما اثرات بسیار مفیدی داشته باشد.

10- با كسی صحبت نمایید
یكی از دوستان خود را برای هم صحبتی و بیان احساسات و عقاید خود انتـخـاب كـنید. او در مـورد شما قضاوت ننموده و مشكلات شما را حل نخـواهد كرد. وی بـه حـرفهایـتـان گوش می دهد چرا كه می داند شما نیز همین كار را برایش انجام خواهید داد.

11- تخیل كنید
آرزوها و بلند پـروازی های خود را یادداشت نموده و به تدریج آنها را واقعیت بخشید آنگاه همیشه چـیزهایی بـرای انــتظار كشیدن، و جایی برای متمركز كردن انرژی خود خواهید داشت.

12- بخشنده باشید
شاید زمان آن فرا رسیده باشد كه كسـی ( یـا خودتان ) را بخاطر چیزی كه اتفاق افتاده و یا گفتـه شـده مـورد بـخشایـش قـرار دهــید. اتفاقات و اشتباهات گذشته را پـذیرفته و فراموش كنید. بدانید كه نمیـتوانید زمان را بـه عـقب برگردانید. شادمانی خود را با از یاد بردن نومیدی ها و شكستهای گذشته دوباره بدست آورید.

 

نگران نباشید، خوشحال باشید

نوشته شده در دوشنبه 29 خرداد 1385 و ساعت 08:06 ق.ظ توسط : شیدا
ویرایش شده در - و ساعت -


¿تفاوتهای بین مردان و زنان
سه شنبه 2 خرداد 1385

تفاوتهای بین مردان و زنان

آینده:
یـك زن تــا زمانیكه ازدواج نكرده نگران آینده است. یك مرد تا زمانیـكـه ازدواج نـــكرده هــــرگز نگران آینده نخواهد بود.

موفقیت:
یــك مرد موفق كسی است كه بیشتر از آنچه هـمــسرش خرج میكند درآمد داشته باشد. یك زن موفق كسی است كه بتواند چنین مردی را پیدا كند.

ازدواج:
یك زن به امید اینكه شوهرش تغییر كند با او ازدواج میكند، ولی تغییر نمیكند. یك مــرد به این امید با همسرش ازدواج میكند كه تغییر نكند، ولی تغییر میكند.

روابط:
اول از همه، یك مرد یك رابطه را یك رابطه بحساب نمی آورد. وقتی رابطه ای تمام میشود، زن شروع به گریه نموده و سفره دلش را برای دوستان دخترش میگشاید و نیز شعری با عنوان "همه مردها نادانند" می سراید. سپس به ادامه زندگیش میپردازد. مرد هنگام جدایی اندكی مشكلاتش بیشتر است. 6 ماه پس از جدایی ساعت 3 نیمه شب یك پنجشنبه، تلفن میزند و میگوید: "فقط میخواستم بدونی كه زندگیمو از بین بردی، هیچوت نمی بخشمت، ازت متنفرم، تو یه دیوانه ای، ولی میخوام بدونی باز هم یه فرصتی برامون باقی مونده." نام این كار تماس تلفنی "ازت متنفرم/عاشقتم" است كه 99 درصد مردان حداقل یك بار آنرا انجام میدهند. برخی كلاسهای مشاوره ای مخصوص مردان برای رها شدن از این نیاز تشكیل میشود كه معمولا تاثیری در بر ندارند.

بلوغ:
زنان بسیار سریعتر از مردان بالغ میشوند. اغلب دختران 17 ساله میتوانند مانند یك انسان بالغ رفتار كنند. اغلب پسران 17 ساله هنوز در عالم كودكانه بسر برده و رفتارهای ناپخته دارند. به همین دلیل است كه اكثر دوستی های دوران دبیرستان به ندرت سرانجام پیدا میكنند.

فیلم كمدی:
فرض كنید چند زن و مرد در اتاقی نشته اند و ناگهان سریال نقطه چین شروع می شود. مردها فورا هیجان زده شده و شروع به خنده و همهمه میكنند، و حتی ممكن است ادای بامشاد را نیز درآورند. زنان چشمانشان را برگردانده و با گله و شكایت منتظر تمام شدنش میشوند.

دست خط:
مردها زیاد به دكوراسیون دست خطشان اهمیت نمیدهند. آنها از روش "خرچنگ غورباقه" استفاده میكنند. زنان از قلم های خوشبو و رنگارنگ استفاده كرده و به "ی" ها و "ن" ها قوس زیبایی میدهند. خواندن متنی كه توسط یك زن نوشته شده، رنجی شاهانه است. حتی وقتی می خواهد تركتان كند، در انتهای یادداشت یك شكلك در انتها آن میكشد.

حمام:
یك مرد حداكثر 6 قلم جنس در حمام خود داد - مسواك، خمیر دندان، خمیر اصلاح، خود تراش، یك قالب صابون و یك حوله. در حمام متعلق به یك زن معمولی بطور متوسط 437 قلم جنس وجود دارد. یك مرد قادر نخواهد بود اغلب این اقلام را شناسایی كند.

خواروبار: 
یك زن لیستی از جنسهای مورد نیازش را تهیه نموده و برای خریدن آنها به فروشگاه میرود. یك مرد آنقدر صبر میكند تا محتویات یخچال ته بكشد و سیب زمینی ها جوانه بزنند. آنگاه بسراغ خرید میرود. او هر چیزی را كه خوب بنظر برسر می خرد.

بیرون رفتن:
وقتی مردی میگوید كه برای بیرون رفتن حاظر است، یعنی برای بیرون رفتن حاظر است. وقتی زنی میگوید كه برای بیرون رفتن حاظر است، یعنی 4 ساعت بعد وقتی آرایشش تمام شد، آماده خواهد بود.

گربه:
زنان عاشق گربه هستند. مردان میگویند گربه ها را دوست دارند، اما در نبود زنان با لگد آنها را به بیرون پرتاب میكنند.

آینه:
مردها خودبین و مغرور هستند، آنها خودشان را در آینه چك میكنند. زنان بامزه اند، آنها تصویر خود را در هر سطح صیقلی بازدید میكنند -- آینه، قاشق، پنجره های فروشگاه، برشته كننده ها، سر طاس آقای زلفیان...

تلفن:
مردان تلفن را به عنوان یك وسیله ارتباطی برای ارسال پیامهای كوتاه و ضروری به دیگران در نظر میگیرند. یك زن و دوستش می توانند به مدت دو هفته با هم باشند و بعد از جدا شدن و رسیدن به خانه، تلفن را برداشته و به مدت سه ساعت دیگر با هم شروع به صحبت كنند.

آدرس یابی:
وقتی یك زن در حال رانندگی احساس میكند كه راه را گم كرده، كنار یك فروشگاه توقف كرده و از كسی كه وارد است آدرس صحیح را میپرسد. مردان این را به نشانه ضعف میدانند. آنها هرگز برای پرسیدن آدرس نمی ایستند و به مدت دو ساعت به دور خودشان میچرخند و چیزهایی شبیه این میگویند: "فكر كنم یه راه بهتر پیدا كردم،" و "میدونم كه باید همین نزدیكی باشه، اون مغازه طلا فروشی رو میشناسم."

پذیرش اشتباه:
زنان بعضی اوقات قبول میكنند كه اشتباه كردند. آخرین مردی كه اشتباهش را پذیرفته 25 قرن پیش از دنیا رفته است.

فرزند:
یك زن همه چیز را در مورد فرزندش می داند: قرارهای دكتر، مسابقات فوتبال، دوستان نزدیك و صمیمی، قرارهای رمانتیك، غذاهای مورد علاقه، اسرار، آرزوها و رویاها. یك مرد بطور سربسته و مبهم فقط میداند برخی افراد كم سن و سال هم در خانه زندگی میكنند.

لباس شیك پوشیدن:
یك زن برای رفتن به خرید، آب دادن به گلهای باغچه، بیرون گذاشتن سطل زباله و گرفتن بسته پستی لباس شیك می پوشد. یك مرد فقط هنگام رفتن به عروسی و یا مراسم ترحیم لباس رسمی برتن میكند.

شستن لباسها:
زنان هر چند روز یك بار لباسهایشان را میشویند. مردها تك تك لباس های موجود در كمد، حتی روپوش و اونیفرم جراحی هشت سال پیش خود را می پوشند و هنگامیكه لباس تمیزی باقی نماند، یك لباس كثیف بر تن نموده و كوه ایجاد شده از لباسهای چرك خود را با آژانس به خشك شویی منتقل میكنند.

عروسی:
هنگام یاد كردن از عروسی ها، زنان در مورد "مراسم جشن" صحبت میكنند، مردان درباره "میهمانی های دوران مجردی."

اسباب بازی:
دختران كوچك عاشق عروسك بازی هستند و وقتی به سن 11 یا 12 سالگی میرسند علاقه شان را از دست میدهند. مردان هیچگاه از فكر اسباب بازی رها نمیشوند. با بالا رفتن سن آنها اسباب بازی هایشان نیز گران قیمت تر و پیچیده تر میشوند. نمونه های از اسباب بازیهای مردان: تلویزیون های مینیاتوری و كوچك، تلفنهای اتومبیل، مخلوط كن و آب میوه گیری، اكولایزرهای گرافیكی، آدم آهنی های كنترلی، گیمهای ویدئویی، هر چیزی كه روشن و خاموش شده، سر و صدا كند و حداقل برای كار كردن به شش باتری نیاز داشته باشد.

گل و گیاه:
یك زن از شوهرش میخواهد وقتی مسافرت است به گل ها آب دهد. مرد به گلها آب میدهد. زن پنج روز بعد به خانه ای پر از گلها و گیاهان پژمرده برمیگردد. كسی نمیداند چرا این اتفاق افتاده است.

سبیل:
بعضی از مردان مانند هركول پوآرو با سیبیل خوش تیپ میشوند. هیچ زنی وجود ندارد كه با سبیل زیبا بنظر برسد.

اسامی مستعار:
اگر سارا، نازنین، عسل و رویا با هم بیرون بروند، همدیگر را سارا، نازنین، عسل و رویا صدا خواهند زند. اگر بابك، سامان، آرش و مهرداد با هم بیرون بروند، همدیگر را گودزیلا، بادام زمینی، تانكر و لاك پشت صدا خواهند زد.

پرداخت صورتحساب میز:
وقتی صورتحساب را می آورند، با اینكه كلا 15هزار تومان شده، بابك، سامان، آرش و مهرداد هر كدام 10 هزار تومان روی میز میگذارند.  وقتی دختران صورتحساب را دریافت میكنند، ماشین حسابهای جیبی خود را بیرون می آورند.

پول:
یك مرد 2000 هزار تومان برای یك جنس 1000 تومانی مورد نیازش می پردازد. یك زن 1000 تومان برای یك جنس 2000 تومانی كه نیازی به آن ندارد می پردازد.

بگو مگوها:
حرف آخر را در جر و بحث ها زنان میزنند. هر چیزی كه یك مرد بعد از آن بگوید، شروع یك بگو مگوی دیگر خواهد بود.

 

نوشته شده در سه شنبه 2 خرداد 1385 و ساعت 09:05 ق.ظ توسط : شیدا
ویرایش شده در - و ساعت -


¿گروه خونی و شخصیت
سه شنبه 2 خرداد 1385

 گروه خونی و شخصیت


گروه خونی O :

صادق، خوشبین و پر انرژی هستند و از اعتماد به نفس بالایی برخوردارند. برای رسیدن به هدف قدرت و تحمل خوبی دارند. اگر در میانه راه به بیهوده بودن کاری که در حال انجامش هستند پی ببرند، خیلی راحت آنرا رها می کنند. درباره ی گذشته مثبت اندیشند، لذا چندان افسوس گذشته را نمی خورند.

به مسائل مادی اهمیت می دهند. آرام و باثباتند و در برابر صداقت بسیار حساسند. رک و صریح نظراتشان را بیان می کنند. می توانند از جزئیات براحتی صرفه نظر کنند. غالباً از رهبری کردن خوششان می آید و معمولاً از قدرت تمرکز خوبی برخوردارند.

 

گروه خونی A :

محتاط در تصمیم گیری، بدبین و بسیار حساس هستند و مایلند مسائل را به دو گروه سیاه و سفید تقسیم کنند. به قوانین و استانداردهای اجتماعی بسیار اهمیت میدهند. از تحمل و صبر بالایی برای انجام کارهای فیزیکی و رقابتی برخوردارند. به آینده بسیار بدبینند و براحتی می توانند ظاهر آرامی از خودشان نشان دهند، حتی اگر عصبانی باشند. به نظرات دیگران بسیار اهمیت می دهند. اگر قلبشان بشکند، به سختی التیام می یابد. آنها بسیار مسئولند و همواره خطی بین کار و تفریح میکشند. آنها معتقدند که در مسائل دینی و اخلاقی می توان به کمال رسید. ترجیح می دهند از سرگرمی هایی بهره ببرند که از فشار عصبیشان بکاهد.

 

گروه خونی B :

براحتی از دیگران دستور نمی گیرند. سریع تصمیم گیری می کنند، قابل انعطافند و چندان به قوانین اهمیت نمی دهند. به مسائل علمی و اکتشافات علاقه فراوانی دارند. چندان صبور به نظر نمی رسند و از کارهای رقابتی خوشان نمی آید. معقول و خونسردند و درعین بامزگی، بسیار خجول هستند. از بیان ایده های جدید نمیهراسند. از مورد انتقاد قرار گرفتن ترسی ندارند. از انجام کاری به مدت طولانی خسته و دلزده نمی شوند. براحتی می توانند خاطرات گذشته را فراموش کنند. خلاق و مبتکر بوده و بین کار و تفریح نمی توانند مرزی قائل شوند.

 

گروه خونی AB :

رومانتیک و احساساتی هستند و به شدت فعالند. در تجزیه و تحلیل مسائل بسیار ماهرند. در نقد موضوعات مختلف بسیار منصف اند. درموقع لزوم نمی توانند سریع تصمیم بگیرند. برای سخت کار کردن و صبور بودن باید سعی کنند. درباره ی گذشته بسیار حساسند و از قدرت فهم بلایی برخوردارند. چندان مسئولیت پذیر نیستند. خونسردند اما در برخورد با مسائل غیرمنتظره خیلی زود نگران می شوند. حالات روحی آنها خیلی سریع تغیر می کند. می توانند در آنِ واحد چند کار را با هم انجام دهند و از کارهای هنری بسیار خوششان می آید.

نوشته شده در سه شنبه 2 خرداد 1385 و ساعت 08:05 ق.ظ توسط : شیدا
ویرایش شده در - و ساعت -


¿استاد و خدا
یکشنبه 10 اردیبهشت 1385
استاد و خدا

دانشجویی سر كلاس فلسفه نشسته بود . موضوع درس درباره خدا بود . استاد پرسید : " آیا در این كلاس كسی هست كه صدای خدا را شنیده باشد ؟" كسی پاسخ نداد .
استاد دوباره پرسید : " آیا در این كلاس كسی هست كه خدا را لمس كرده باشد ؟" دوباره كسی پاسخ نداد.
استاد برای سومین بار پرسید : " آیا در این كلاس كسی هست كه خدا را دیده باشد ؟ " برای سومین بار هم كسی پاسخی نداد .
استاد با قاطعیت گفت : " با این وصف خدا وجود ندارد ."
دانشجو به هیچ روی با استدلال استاد موافق نبود و اجازه نخواست تا صحبت كند . استاد پذیرفت . دانشجو از جایش برخاست و از همكلاسی هایش پرسید :
آیا در این كلاس كسی هست كه صدای مغز استاد را شنیده باشد ؟ " همه سكوت كردند .
" آیا در این كلاس كسی هست كه مغز استاد را لمس كرده باشد؟" همچنان كسی چیزی نگفت .
"آیا در این كلاس كسی هست كه مغز استاد را دیده باشد؟"
وقتی برای سومین بار كسی پاسخی نداد , دانشجو چنین نتیجه گیری كرد كه استادشان مغز ندارد.

نوشته شده در یکشنبه 10 اردیبهشت 1385 و ساعت 10:04 ق.ظ توسط : شیدا
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
دوشنبه 21 فروردین 1385

درد دل مادری كه فرزندان ناشنوا دارد.

نوشته شده در دوشنبه 21 فروردین 1385 و ساعت 03:04 ق.ظ توسط : شیدا
ویرایش شده در - و ساعت -


¿انتخاب
دوشنبه 21 فروردین 1385

انتخاب

زنی از خانه بیرون امد و سه پیرمرد را با ریش های بلند جلوی در دید.

به آنها گفت: من شما را نمی شناسم ولی فکر می کنم گرسنه باشید، بفرمایید داخل تا چیزی برای خوردن به شما بدهم.

آنها پرسیدند: آیا شوهرتان خانه است؟

زن گفت : نه ، او به دنبال کاری بیرون از خانه رفته.

آنها گفتند: پس ما نمی توانیم وارد شویم.

عصر وقتی شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را برای او تعریف کرد.

شوهرش به او گفت : برو به آنها بگو شوهرم امده ، بفرمایید داخل.

زن بیرون گفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: ما باهم داخل خانه نمی شویم.

زن با تعجب پرسید: چرا!؟ یکی از پیرمردها به دیگری اشاره کرد و گفت : نام او ثروت است. و به پیرمرد دیگر اشاره کرد و گفت : نام او موفقیت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب کنید که کدام یک از ما وارد خانه شما شویم.

زن پیش شوهرش برگشت و ماجرا را تعریف کرد. شوهر گفت : چه خوب، ثروت را دعوت کنیم تا خانه مان  پر از ثروت شود!

ولی همسرش مخالفت کرد وگفت: چرا موفقیت را دعوت نکنیم؟

عروس خانه که سخنان آنها را می شنید، پیشنهاد کرد : بگذارید عشق را دعوت کنیم تا خانه پر از عشق و محبت شود.

مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بیرون رفت و گفت : کدام یک از شما عشق است؟ او مهمان ماست.

عشق بلند شد و ثروت و موفقیت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسید: شما دیگر چرا می ایید؟

پیرمردها باهم گفتند: اگر شما ثروت یا موفقیت را دعوت می کردید ، بقیه نمی آمدند ولی هر جا که عشق است ثروت و موفقیت هم هست!

نوشته شده در دوشنبه 21 فروردین 1385 و ساعت 03:04 ق.ظ توسط : شیدا
ویرایش شده در - و ساعت -